امروز: سه شنبه 04 ارديبهشت 1397 برابر با 24 آوریل 2018

اخبار مهم روز
سال نو مبارک... - چهارشنبه, 28 اسفند 1392 00:00
جداول مصلحات و طبع خوراکیها - چهارشنبه, 01 آبان 1392 23:02

پرهیز از مصرف دارو

  • دوشنبه, 02 بهمن 1396
  • نوشته شده توسط  صادقیان
  • اندازه نوع خط کاهش اندازه نوع خط افزایش اندازه نوع خط

واجب است بر پزشك:

1-      قطع اسباب اوليه بیماریها

2-      سپس اگر لازم شد به درمان بپردازد و هنگام درمان طریقه استعمال دارو را بداند.

 

این که در درمان بیماری در همان ابتدا بدون توجه به عوامل ایجاد کننده بیماری به تجویز دارو می پردازیم کاری بسیار اشتباه است و لازم است که جهت برگرداندن بدن و نفس به جاده سلامت ابتدا اسباب بیماری را برطرف کنیم.

کاملاً آشكار است كه قوام و پايدارى هر شئ بچيزى است كه هويت آن شئ بدان بسته است و اگر در آن چيز تغييرى رخ دهد، آن شئ، ديگر آن‏ نيست كه تا آن‏وقت بوده است مثلا اگر از عدد نه يكى كاسته شود، هشت و اگر يكى بر آن افزوده گردد، ده مى‏شود و بنابراين هر چيزى تا وقتى خودش است كه تغييرى در آن روى نداده باشد و چون در اين جهان بر هر مركبى اضداد مختلفى وارد مى‏شود و هر چيزى جنس خود را تقويت و آنچه را كه مخالفش هست تضعيف مى‏كند،

يك شئ مركب، برحسب چيزى كه بر آن وارد مى‏شود، مورد دگرگونى قرار مى‏گيرد و ديگر از آن شئ كارى كه براى آن ساخته شده بود برنمي آيد بلكه آثار تازه‏اى از آن پديد مى‏گردد.

 از بيمارى آثار تازه اى پيدا مى‏شود كه پيش از آن نبوده و اين را عَرَض مى‏گوئيم مثلا چشم براى ديدن خلق شده و قوام چشم، بر همان است كه خدا براى آن قرار داده اما اگر خاشاكى در آن بيفتد و آن را بيازارد، بيمار مى‏گردد و مثلا در اثر اين بيمارى قرمز مى‏شود و يا اشك از آن جارى مى‏گردد كه اينها اثر آن آزارند و گاه يك بیماری سبب پيدا شدن بیماری ديگری مى‏شود مثلا ريزش اشك، ممكن است سبب ايجاد زخمى در چشم، و آن نيز باعث بیماری يا عرض ديگرى شود و بهمين ترتيب نابسامانيها تا آنجا كه خدا خواسته باشد ادامه ميابد.

بنابراین، از مشاهده عوارض مى‏توان به بیماریها و از امراض به علل آن پى ببريم مثلا چشمِ خراب اشک از آن جاری میشود، پس هر مرض در اثر سببى پيدا مى‏شود و عرض به دنبال بيمارى مى‏آيد بنابراين تا زمانیكه سبب، باقى است، اثر در ظاهر همراه آن است.

بنابراین بر كسى كه مى‏خواهد بمعالجه بپردازد واجب است که اسباب اوليه بیماریها را قطع کند، سپس اگر طبيعت قوى باشد مرض خودبخود بهبود مى‏يابد و نيازى به درمان نيست و همين‏كه مرض قطع شد، عرض نيز دفع مى‏شود، بنابراين نبايد در چنين هنگامى به درمان اقدام كرد و باين علت است كه در روایات زيادى از شتابزدگى در تجویز دارو نهى فرموده‏اند که از جمله آنها در خبرى از حضرت ابى عبد الله عليه السلام روايت شده كه فرموده‏اند:

اجتنب الدواء ما احتمل بدنك «تا وقتى‏كه بدنت تاب مى‏آورد از دارو بپرهيز»

و از حضرت موسى بن جعفر (ع) روايت شده:

ادفعوا معالجة الاطباء ما اندفع الداء عنكم فانه بمنزلة البناء قليله يجر الى كثيره «تا وقتى‏كه درد از شما بپرهيزد از درمان پزشكان دورى كنيد زيرا اين كار مثل ساختمان است كه كم آن بزيادى مى‏كشد»

و از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت شده:

امش بدائك ما مشى بك «تا وقتى‏كه مرض با تو مدارا مى‏كند تو هم با آن مدارا كن»

بايد توجه شود كه هر داروئى خود، تازه وارد و سببى از اسباب بیماری است و اگر از جهتى ضعيف باشد، از طرف ديگر قوى است و اگر از سوئى مناسب باشد، از سوى ديگر مضر است و اگر يك بيمارى را بهبود ببخشد بيمارى ديگرى را برميانگيزد.

بنابراين هر داروئى سبب بيمارى ديگر مى‏شود و اگر براى رفع زيان آن نيز به داروى ديگرى متوسل بشويم آن خود سبب مرض ديگر مى‏گردد.

از اين روى است كه از حضرت ابى الحسن عليه السلام روايت شده كه فرمود:

ليس من دواء الّا و يهيّج داء و ليس شئ انفع فى البدن من امساك اليد الا عما يحتاج اليه «هيچ داروئى نيست مگر اينكه دردى را برميانگيزد، و هيچ چيز براى بدن سودمندتر از آن نيست كه از آنچه كه نيازمند به آن نيست دست نگاه بدارى» و اين معنى همان است كه فرمود دارو بمنزله بناء است كه كم آن منجر بزيادش مى‏شود.

پس در اینجا واجب به قطع سبب و واگذاردن طبيعت بخودش است تا خودش بحول و قوه خدا از عهده‏ بيمارى برآيد.

اما ........

 

................ادامه دارد.

2012 بازدید
رای دادن به این مورد
(0 رای)
منتشر شده در تدابیر
کد خبر: 316

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

با ما در تماس باشید

 

‪Google+‬‏

حالت های رنگی